اربعين حسینی را به همه شما دوستان عزیز
تسلیت عرض مینمایم
هرساله در ماه محرم برپایی مراسم عزاداری سالار شهیدان خیل عظیم
محبین اهل بیت (ع) را به روستای تیدجان می کشاند که در این میان
مجالس تعزیه از اهمیت و ویژگی خاصی برخوردار است.حضور جمعیت انبوه
در مجالس تعزیه در کنار مجالس سوگواری امام سوم شیعیان در این روستا
نشانگر عشق، علاقه و ارادت اهالی به سالارشهیدان است که این
جمعیت را از نقاط مختلف به این روستا کشانده و عزاداری تیدجان را در
منطقه زبان زد کرده است.
هنگامی كه حضرت نوح(ع) بر كشتی سوار شد و روی زمین را گردش نمود و به زمین كربلا رسید، زمین كربلا كشتی او را نگاه داشت. حضرت نوح از خطر غرق شدن ترسان شد و گفت:
الهی طفت جمیع الدنیا و ما اصابنی فزع مثل ما اصابنی فی هذه الارض؛ پروردگارا، من جمیع دنیا را گردش كردم و در هیچ موضعی نظیر این زمین خوفناك ندیدم .
فنزل جبرئیل و قال: " یا نوح فی هذا الموضع یقتل الحسین سبط محمد(ص) خاتم الانبیاء وابن خاتم الاوصیاء؛ در این موقع جبرئیل نازل شد و گفت: اینجا مكانی است كه سبط خاتم انبیاء و فرزند خاتم اوصیاء كشته خواهد شد .
نوح گفت: قاتل او كیست؟
جبرئیل گفت: قاتل او كسی است كه اهل هفت آسمان و زمین او را لعنت می كنند .
پس، لعنت كرد او را نوح چهار مرتبه. پس كشتی حركت كرد تا كوهی ظاهر شد و بر آن قرار گرفت.
صاحب كتاب درالیمین در تفسیر این آیه مباركه از قرآن كریم "فتلقی آدم من ربه كلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم" می فرماید: خلاصه معنی چنان است كه آدم (ع) در ساق عرش كلمه چند نگریست، جبرئیل او را بیاموخت كه بدان كلمات كه اسماء پیغمبر و آل پیغمبر بود پناهنده شود و بدین گونه سخن كند:
قال: "یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منك الاحسان."
خدا را بدین كلمات سوگند داد، چون به نام حسین(ع) رسید آتش از قلبش برانگیخت و آب از چشمش بریخت. گفت: ای جبرئیل، چه شد كه در ذكر پنجم قلب من بشكافت و اشک من جاری شد؟ جبرئیل گفت: این فرزند تو به مصیبتی بزرگ مبتلا شود كه همه مصیبتها در نزد او كوچك باشد. گفت ای برادر آن چه مصیبتی است؟
قال: یقتل عطشاناً غریباً وحیداً فریداً، لیس له ناصر ولا معین و لو تراه یا آدم و هو یقول وا عطشاه وا قله ناصراه حتی یحول العطش بینه و بین السماء كالدخان فلم یجبه احد الا بالسیوف و شرب الحتوف، فیذبح ذبح الشاه من قفاه و ینهب رحله اعدائه و تشهر رؤسهم، هو و انصاره فی البلدان و معهم النسوان، كذالك سبق فی علم الواحد المنان.
گفت: كشته می شود در حالتی كه تشنه باشد و بی كس باشد و تنها و فرید باشد و او را ناصری و معینی نباشد. ای آدم، اگر او را ببینی در حالتی كه می گوید: "وا عطشاه وا قله ناصراه" تا گاهی كه از تشنگی چشمش چنان تاریك می شود كه آسمان را نتواند دید و هیچ كس او را جواب نگوید الا با زبان شمشیر و شراب مرگ . پس، او را میكشند چنانكه گوسفند را از قفا سر میبرند، و احمال و اثقال او را دشمنان او به نهب و غارت می برند و سر او و اصحاب او را بر سنان - نیزهها - می كنند و در شهرها می گردانند و اهلبیت او را اسیر می گیرند. و این صورتی است كه از پیش به علم خداوند واحد برگذشته است.
چون این سخن به پایان رفت آدم و جبرئیل چون زن بچه مرده گریستند.
فرارسیدن عاشورای سرور و سالار شهیدان
بزرگ مرد دین و ارباب همه ی عاشقان
تسلیت باد!
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
این چه شمعی است که جان ها همه پروانه ی اوست

* منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است ، از مردم گمراه جهان راه
مجویید ، نزدیكترین راه به الله حسین است
*با آب طلا نام حسين قاب كنيد، با نام حسين يادي از آب كنيد، خواهيد كه سر بلند و جاويد شويد، تا
آخر عمر تكيه به ارباب كنيد

یگاه ارزشها در عصر امام حسین علیه السلام
نهضت امام حسین علیه السلام پدیدهاى عمیق، چند ماهیتى و چند لایه است چرا كه عوامل متعددى در آن دخالت دارند. برخى علت قیام حضرت را امتناع از بیعت یزید مىدانند و بعضى دیگر امر به معروف و نهى از منكر، و عدهاى هم دعوت كوفیان و تشكیل حكومت را علةالعلل قیام ذكر مىكنند و...
در یك نگاه كلى و دقیقتر مىتوان تمام انگیزهها و علل و عوامل بر شمرده شده در خصوص قیام امام علیه السلام را در احیاى دین خلاصه كرد.
به اعتقاد نویسنده، احیاى دین عبارت است از تحریفزدایى و كشف افقهاى نوین و حقایق تازه در حوزه معارف دینى همراه با مكتبشناسى اجتهادى و زمانشناسى دقیق كه عامل اساسى در قیام عاشورا محسوب مىشود.
نویسنده براى تبیین این امر، ابتدا فلسفه و ضرورت احیاگرى در دین در دو قلمرو عقلى و نقلى را طرح كرده آسیبهاى ایجابى و سلبى باورهاى دینى در عصر امام حسین علیه السلام را بر شمرده و با اشاره به سه عنصر رهبرى، خواص و مردم به عنوان عوامل بنیادین احیاء، خصوصیات رهبرى امام حسین علیه السلام را تشریح كرده است. وى اصلاح جامعه مسلمین و احیاى امر به معروف و نهى از منكر، تشكیل حكومت اسلامى و احیاى كتاب و سنت را از مهمترین مؤلفههاى احیاگرى دینى مىداند كه امام حسین علیه السلام بر آن تاكید فراوان داشتهاند.
اهمیت بحث «احیاى دین» با توجه به این نكته روشن مىشود كه جامعه نوین ما بیش از هر امرى، هویت خود را وامدار احیاى دین است. دین، باید در «صحنه عمل» تجسم یابد. صرف انتساب به دین، بى آن كه در متن زندگى فردى و اجتماعى مسلمانان حضور كارساز داشته باشد، كافى نیست وگرنه همان «اسلام شناسنامهاى» خواهد بود. به علاوه با گذشت زمان، فقط ظواهر و نمودهایى سطحى از آن باقى مىماند و اهداف اصلى و درون مایه حقیقى آن متروك و منزوى یا كمرنگ مىشود و در بدترین شرایط، برخى «بدعت» ها جایگزین «سنت» ها مىشود و روح دین مسخ گشته، اسكلتى بى جان باقى مىماند.
در اینجا رسالت «احیاگرى» و «بدعت ستیزى» پیشوایان دینى و عالمان ربانى ایجاب مىكند كه در جهت زنده ساختن دوباره شعارها، اهداف و جوهره اصلى دین، قیام و اقدام كنند و بدعتها و بدعتگزاران را بشناسانند تا راه دین، بىابهام و بىغبار، باقى بماند و روندگان این صراط، به حیرت و ضلالت گرفتار نشوند. امامان شیعه علیهالسلام، یكایك، رسالت احیاگرى دین را داشتهاند و هر یك از معارف و احكام كه از یاد مىرفته یا تحریف مىشده است را در چهره راستین و بىتحریفش مىنمایاندهاند. حتى درباره امام زمان علیه السلام نیز تعبیر «محیى شریعت» و از بین برنده «بدعت» به كار رفته است و در دعا از خداوند مىخواهیم كه به دست آن منجى موعود، آنچه از معالم و نشانههاى دین و دیندارى به دست ظالمان از میان رفته و مرده است، زنده گردد.

فرا رسیدن تاسوعا و عشورای حسینی تسلیت باد .
باز هم حاصل پرسه های روح در کوچه باغ های آسمان٬ پروازی می شود که بالهای سوخته می طلبد٬ بالهايي كه از عشق سوخته و ديده به عرش دوخته اند...
بالهايي كه بارها بر بال نسيم عاشق كرخه تا صحن دلگشا و كربلاي مصفاي او رفته اند و بوسه هايي آفتابي بر ضريح متبرك او نثار كرده اند.
كربلا قدمهاي مردان خدا را مي شناسد. مرداني كه با پاي جان٬ جاده ها را عاشقانه پيمودند تا به او برسند . اما زخم فرصتي به آنان نداد و حديث شور انگيز شهادت٬ به رنگ گلهاي داوودي بر پيشاني بلند و آفتابيشان نگاشته شد و مردان خدا نيز مولاي خوب خود را مي شناسند و با شكوه حماسه اش٬ آشنايي ديرينه دارند٬ زيرا بارها با ديد دل و سينه اشتياق٬ شرمه شرمه زخمهاي مولا را گريسته اند و غربت آقا را در سرزمين خنجر و تشنگي٬ آواز كرده اند.
هر كه از عشق بگويد٬ اما دلش كربلا را بلد نباشد٬ عاشق نيست!
هر كه از دريا سخن بگويد و اقيانوس عشق و عرفان و اخلاص٬ يعني مولا حسين (ع) را نشناسد٬ كويري بيش نيست...!!!
حسين مجموعه اي از خوبيها٬ زيباييها و روشناييهاست. هر كس بايد در آلبوم روشن انديشه و قلب خود٬ بهترين موقعيت را به تصوير بي ريا و ورشن كربلاي حسيني(ع) اختصاص دهد. حسين (ع)٬ يعني تجلي نور در عصر آناني كه نور را باور ندارند. حسين (ع)٬ يعني شعاع مهرباني مولا علي(ع) در كوير خشك و سوزان بي مهري. حسين(ع)٬ يعني آيينه تمام نماي پاكي و صلابت آن در چشم آسمان.
خون حسين(ع)٬ يعني پاسدار حرمت لاله هاي سرخ ٬ پاسدار قداست شقايق در عصر شهادت و جوانمردي. تمام عشقها از حسين (ع) آغاز مي شود و تمام روشنيها از زلال گلوي او سرچشمه ميگيرد. همه كوها مي دانند كه اگر حسين (ع) نبود، ايستادگي و صلابت براي هميشه، معناي خود را از دست مي داد و شجاعت در تومار روزگاران محو مي شد . همه رودها و درياها مي دانند كه اگر اقيانوس وجود نازنين و پر خروش مولا حسين (ع) نمي خروشيد، سبزه، اجازه روييدن نداشت، اگر حسين (ع) نبود، ظلم تا هميشه بيداد مي كرد.
اين روزها، فرشتگان مقرب الهي، خانه كوچك علي و فاطمه ( عليهم السلام) را غرق در سلام و صلوات مي كنند . به زلال گلوي سپيده، درود مي فرستند٬ زيرا:
ان الحسين مصباح الهدي و سفينة النجاة
بدرستي كه حسين مشعل هدايت و كشتي نجات است.
غروبي آرام و محزون است.
و كاروان در خون خورشيد گام بر مي دارد!
شگفتا اين كاروان " حسين" ندارد!
در شنزار، چه سكوت تلخي شنيده مي شود!
و خورشيد چقدر شرمگينانه غروب مي كند!
آه! امروز اولين روزي است كه خورشيد بدون " حسين " غروب مي كند.
اين سوي دشت، گودال قتلگاه است و سري بريده و خورشيدي كه گودال را مثل آسمان روشن كرده است. و آن سوي دشت، چهره هايي خبيث، با چشمهايي دريده كه با دستهايي خون آلود مي خورند و مي آشامند... اين سو رقيه(س) در سكوت تلخ خرابه هاي شام، كنار سري بريده از بي وفايي اهالي تا اهل كوفه مي گويد!
آن سو، قراولان غارتگر يزيد، به تاخت مي روند تا خبر را براي " سردمدار" خود ببرند... و خنجر خون آلودشان را در غلاف فرو برده اند. خنجري كه به خون آفتاب آغشته است و اين سو زينب(س) خطبه خوان خون، سكوت تلخ دشت را به هم مي زند.
و كوفه:
شهري است كه بي مهري را براي چندمين بار تجربه مي كند.
هنوز خون پاك علي(ع) در محراب كوفه جاري است و با " حسين " نيز همان كردند كه با پدر بزرگوارش!
خداي من!
بي دستي بر زمين و روييدن دو تير در دو چشم، آيين كدام بهار است؟
ابوفاضل را مي گويم، صاحب آن همه فضل، آن كرم و آن همه بزرگواري.
آن مشك پاره و خونين را مي بيني؟
قرار بود "عمو" با آن مشك، براي علي اصغر آبي آورد.
اما ...
گودال قتلگاه!
شايد خودت نداني
و خاك پاك تو، بي ترديد از جنس آسمان است.
و خورشيدي كه در متن تو روييد، بطن تو را عاشورايي كرد ...
و خوني كه در رگهاي تو جاري شد، خون حنجره اي بود كه بوسه پيغمبر (ص) بر آن نقش بسته بود.
گودال قتلگاه!
تو ديدي كه چگونه خيمه ها را آتش زدند!
و با چوب خيزران، بر لب و دهان حسين(ع) جراحت كاشتند!
سرهاي سروران بر نيزه مي درخشد و هفتاد و دو مرد به ميهماني خدا رفته اند .
هيهات مناالذله...


خون اگر گریم سزاست ...
***
امان از دل زینب...
سلام بر حسین (ع)
سلام بر عباس (ع)
نهضت امام حسین علیه السلام پدیدهاى عمیق، چند ماهیتى و چند لایه است چرا كه عوامل متعددى در آن دخالت دارند. برخى علت قیام حضرت را امتناع از بیعت یزید مىدانند و بعضى دیگر امر به معروف و نهى از منكر، و عدهاى هم دعوت كوفیان و تشكیل حكومت را علةالعلل قیام ذكر مىكنند و...
در یك نگاه كلى و دقیقتر مىتوان تمام انگیزهها و علل و عوامل بر شمرده شده در خصوص قیام امام علیه السلام را در احیاى دین خلاصه كرد.
به اعتقاد نویسنده، احیاى دین عبارت است از تحریفزدایى و كشف افقهاى نوین و حقایق تازه در حوزه معارف دینى همراه با مكتبشناسى اجتهادى و زمانشناسى دقیق كه عامل اساسى در قیام عاشورا محسوب مىشود.
نویسنده براى تبیین این امر، ابتدا فلسفه و ضرورت احیاگرى در دین در دو قلمرو عقلى و نقلى را طرح كرده آسیبهاى ایجابى و سلبى باورهاى دینى در عصر امام حسین علیه السلام را بر شمرده و با اشاره به سه عنصر رهبرى، خواص و مردم به عنوان عوامل بنیادین احیاء، خصوصیات رهبرى امام حسین علیه السلام را تشریح كرده است. وى اصلاح جامعه مسلمین و احیاى امر به معروف و نهى از منكر، تشكیل حكومت اسلامى و احیاى كتاب و سنت را از مهمترین مؤلفههاى احیاگرى دینى مىداند كه امام حسین علیه السلام بر آن تاكید فراوان داشتهاند.
اهمیت بحث «احیاى دین» با توجه به این نكته روشن مىشود كه جامعه نوین ما بیش از هر امرى، هویت خود را وامدار احیاى دین است. دین، باید در «صحنه عمل» تجسم یابد. صرف انتساب به دین، بى آن كه در متن زندگى فردى و اجتماعى مسلمانان حضور كارساز داشته باشد، كافى نیست وگرنه همان «اسلام شناسنامهاى» خواهد بود. به علاوه با گذشت زمان، فقط ظواهر و نمودهایى سطحى از آن باقى مىماند و اهداف اصلى و درون مایه حقیقى آن متروك و منزوى یا كمرنگ مىشود و در بدترین شرایط، برخى «بدعت» ها جایگزین «سنت» ها مىشود و روح دین مسخ گشته، اسكلتى بى جان باقى مىماند.
در اینجا رسالت «احیاگرى» و «بدعت ستیزى» پیشوایان دینى و عالمان ربانى ایجاب مىكند كه در جهت زنده ساختن دوباره شعارها، اهداف و جوهره اصلى دین، قیام و اقدام كنند و بدعتها و بدعتگزاران را بشناسانند تا راه دین، بىابهام و بىغبار، باقى بماند و روندگان این صراط، به حیرت و ضلالت گرفتار نشوند. امامان شیعه علیهالسلام، یكایك، رسالت احیاگرى دین را داشتهاند و هر یك از معارف و احكام كه از یاد مىرفته یا تحریف مىشده است را در چهره راستین و بىتحریفش مىنمایاندهاند. حتى درباره امام زمان علیه السلام نیز تعبیر «محیى شریعت» و از بین برنده «بدعت» به كار رفته است و در دعا از خداوند مىخواهیم كه به دست آن منجى موعود، آنچه از معالم و نشانههاى دین و دیندارى به دست ظالمان از میان رفته و مرده است، زنده گردد.